تبليغاتX
تاریکخانه

 

ابیات زیر اهمیت زیادی دارند، امشب اهمیت زیادی دارد، امشب با پیر جلسه مهمی دارم، تصمیم مهمی خواهیم گرفت، این آخرین فرصت است!

-----------------------------------------------

 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخـن شنـاس نـــه‌ای دلبـرا خطا اینجـاست

در انـدرون مـن خسـته دل نـدانـم کیســــت

که من خموشم واودرفغان و درغوغاســت

 

 

دلـــم ز پـرده بـرون شـد کجایی ای مطرب

بنــال هان که از این پرده کار ما به نواست

چنیـــن که صـومعـه آلوده شـد ز خـون دلـم

گرش به باده بشویید حق به دست شماست

نخفتــه‌ام ز خیــالی کـه مــی‌پــــزد دل مــن

خمـار صـد شبـه دارم شـرابخـانه کجاسـت

از آن بـه دیــر مغــــانم عـزیـز مـی‌دارنــــد

که آتشـی که نمیـرد همیشه در دل ماسـت

 

حافظ

-----------------------------------------------

مـا ز ياران چشـم ياری داشتيم

خود غلط بود آنچه می‌پنداشتيم

تا درخـت دوسـتـی بر كی دهـد

حاليـا رفتيـم و تخمـی كاشتيــم

گفتــگو آييــن درويشــی نبــود

ورنـه با تو ماجــراهـا داشتيــم

شيوه چشمت فريب جنگ داشت

ما ندانستيم و صلح انگاشتيم

گلبن حسنت نه خود شد دل فروز

ما دم همـت بر او بگماشتيـم

نكتـه ها رفت و شكايت كس نكرد

جانـب حرمـت فـرو نگذاشتيـم

گفـت خوددادی به مـا دل حافظا

ما محصـل بر كسـی نگماشتيـم

 

حافظ

-----------------------------------------------

من اول روز دانستم که این عهد

که با من می کنی محکم نباشد

 

سعدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 23:29  توسط دانش  |