دنیا را که بگردیم به صادق هدایت که میرسیم سخن به تمام آورده شده، هیچ نویسنده ای در باب احوالات ایران و ایرانیان بدین گونه واضح و گیرا دست به قلم نبرده، از این حیث هدایت همچنان یکه تازی میکند به گونه ای که نوشته های چندین سال پیش او (بیش از 60 سال) همچنان از رنگ و بوی تازگی برخوردار است، این آثار اتفاقاتی است که در طول قرنها در ملت خواب آلود ایران رخنه کرده و تفکر و وجودشان را به تسخیر خویش در آورده وبدیهی است که به سادگی از حافظه تاریخی ملت زدوده نخواهد شد. اسلام با شمشیر، حمله مغول و چه و چه وقایعی نیست که تاثیرات آن را هر روز و هر روز در کوچه ها و خیابان ها نزد کاسب و مدیر و دانشمند لمس نکنیم. امید آنکه همه ما وجود خویش را به اندیشیدن بپالاییم.
کتاب حاجی آقا از آثار ارزشمند صادق هدایت است که تسلط ایشان بر باورهای ایرانیان و وضعیت جامعه را به خوبی آشکار میسازد. در اینجا بخشی از این داستان را نقل میکنم که چندان بی مناسبت نیست.
حجه الشریعه آخوندی است که هر از چند گاهی از طرف امثال حاجی آقا برای تبلیغ به شهرهای مختلف فرستاده میشه، اینبار حاجی آقا و انجمن 8200 تومان در اختیار او قرار میدهند تا در شرایط حساس مملکت در اثنای جنگ جهانی دوم و هجوم تفکر سوسیالیستی به کشور برای تبلیغ عازم ارومیه شود، در اینجا صحبتهای حاجی پیش از تسلیم پول به حجه الشریعه آورده شده است:
ـ “انجمن” از شما قدردانی خواهد كرد. شاید در این سفر وظیفهی دشوارتری به عهدهی شماست. صاف و پوست كنده به شما خاطرنشان میكنم كه فقط به وسیلهی شیوع خرافات و تولید بلوا به اسم مذهب میتوانیم جلو این جنبشهای تازه را كه از طرف همسایهی شمالی به این جا سرایت كرده، بگیریم! بعد هم یك نره غول برایشان میتراشیم، تا این دفعه حسابی پدرشان را دربیاره! این آخرین اسلحه برای ماست. در صورت لزوم ما با اجنه و شیاطین هم دست به یكی خواهیم شد، تا نگذاریم وضعیت عوض بشه! عوض شدن جامعه، یعنی مرگ ما و امثال ما. پس وظیفهی شما رواج قمه زنی، سینه زنی، بافورخانه، جنگیری، روضه خوانی، افتتاح تكیه و حسینیه، تشویق آخوند و چاقوكش و نطق و موعظه بر ضد كشف حجابه! باید همیشه این ملت را به قهقرا برگردانید و متوجهی عادات و رسوم دو/سه هزار سال پیش كرد! سیاست این طور اقتضا میكنه. آسوده باشید، یكی از این ملت باهوش از خودش نمیپرسه كه چرا جاهای دیگر دنیا همین كار را نكردند؟! اگر ناخوش میشند، جنگیر و دعانویس هست. چرا دوای فرنگی بخورند كه جگرشان داغون بشه؟چرا چراغ برق بسوزانند كه اختراع شیطان فرنگی است؟ پیه سوز روشن بكنند كه پولشان توی جیب هم مذهبشان بره! مخصوصا سعی بكنید در مجامع عمومی و در قهوهخانهها رسوخ بكنید، و بخصوص فراموش نكنید كه شهرتهایی بر ضد روسها بدید. بعد هم سینما، تیاتر، قاشق و چنگال، هواپیما، اتومبیل و گرامافون را تكفیر بكنید! در این قسمت دیگر خودتان استادید! مثل دفعهی قبل كه شهرت دادید رادیو همان خر دجاله كه یك چشم به پیشانی داره و از هر تار سیمش هزار صدا میده و از این قبیل چیزها. بیدینی زمان رضاشاه را تقبیح بكنید، چادر نماز و چادر سیاه و عمامه را بین مردم تشویق و در صورت لزوم توزیع بكنید! از معجزهی سقاخانه غافل نباشید! این دفعه باید توی دهات رخنه بكنید؛ چون تو شهرها به قدر كافی دست داریم. همین قدر سر بسته به شما میگم كه ما تنها نیستیم و دستگاه بزرگی از ما حمایت میكنه! علاوه بر این كه دستگاه حاكمه و زور و قشون و قانون از خودمانه! پولدار هر جا باشه، كوركورانه از ما پشتیبانی خواهد كرد. چون پولدار شامهی تیزی داره و خطر را حس میكنه. در این صورت حرف آزادیخواهها و انقلابیها نقش بر آب میشه!
میدونم تکراریه ولی بهترین چیزیه که الان میتونم بنویسم
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید
بوف کور
هدایت
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید
صادق هدایت
در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه ی هولناک میان من و دیگران وجود دارد و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد ،تا ممکن است باید افکارم را برای خودم نگه دارم و اگر حالا تصمصم گرفتم که بنویسم ،فقط برای این است که خودم را به سایه ام معرفی بکنم. سایه ای که روی دیوار خمیده و مثل اینست که هر چه مینویسم با اشتهای هر چه تمامتر ببلعد...
در اينجور مواقع هر کس به یک عادت قوی زندگی خود ، به یک وسواس خود پناهنده می شود: عرق خور میرود مست می کند ، نویسنده می نویسد، حجار سنگ تراشی می کند و هرکدام دق دل و عقدهء خودشانرا بوسیلهء فرار در محرک قوی زندگی خود خالی میکند و در اینمواقع است که یکنفر هنرمند حقیقی می تواند از خودش شاهکاری بوجود بیاورد- ولی من ، من که بی ذوق و بیچاره بودم، یک نقاش روی جلد قلمدان چه می توانستم بکنم
هدایت
صادق هدایت
من همه دوست و آشناهام رو تو یک خواب آشفته شناختم. مثل اینکه آدم ساعتهای دراز از بیابون خشک و بی آب و علف میگذره به امید اینکه یکنفر دنبالشه. اما همین که برمیگرده دست اون رو بگیره میبینه که کسی نبوده._بعد میلغزه توی چالهای که تا اون وقت ندیده بود میافته_ زندگی دالان دراز یخ زدهای است، ...
بخشی از داستان فردا اثر صادق هدایت
برای دانلود نسخه pdf داستان اینجا را کلیک کنید (منبع: سایت سخن)
مجموعه سه قطره خون:
سه قطره خون
گرداب
داش آكل
آينه شكسته
طلب آمرزش
لاله
صورتكها
چنگال
مردي كه نفسش را كشت
محلل
گجسته دژ
«عروسک پشت پرده» از داستانهای مجموعه «سایه روشن» اثر صادق هدایت است که در سال 1312 به نگارش درآمده و منتشر گردیده.
به گفته بسیاری فیلمنامه «ساحره» اقتباسی از این داستان است.
دانلود داستان از کتابخانه الکترونیکی سخن
مجموعه «سايه روشن» مشتمل بر داستانهاي:
س.گ.ل.ل
زني كه مردش را گم كرد
عروسك پشت پرده
آفرينگان
شب هاي ورامين
آخرين لبخند
پدران آدم
میان چهار دیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده شده، زندگی من مثل شمع خرده خرده آب میشود _ نه، اشتباه میکنم، مثل یک کنده هیزم تر است که گوشه دیگران افتاده و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده فقط از دود و دم دیگران خفه شده.
بخشی از رمان بوف کور اثر صادق هدایت
صادق هدایت از بزرگ ترین نویسندگان معاصر ایران و از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران است.او در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر ۱۷ فوریه ۱۹۰۳در تهران درخانوادهای با اصلونسب و متشخص متولد شد. پدرش هدایت قلیخان (اعتضاد الملک) و نام مادرش نیرالملوک بود.وی دو برادر و سه خواهر بزرگتر از خود داشت و کوچکترین فرزند خانواده بود.
وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ علمیهٔ تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال ۱۹۱۶ به خاطر بیماری چشمدرد مدرسه را ترک کرد و در ۱۹۱۷ در مدرسهٔ سنلویی که مدرسهٔ فرانسویها بود به تحصیل پرداخت.او در این سال ها تنها از غذاهای گیاهی تغذیه می کرد. در سال ۱۹۲۴ در حالی که هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود، به دلیل علاقه به علوم خفیه، دو کتاب کوچک انتشار داد:«انسان و حیوان» که راجع به مهربانی با حیوانات و فواید گیاهخواریاست و تصحیحی از رباعیات خیام.
هدایت در ۱۹۲۵ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و با اولین گروه دانشآموزان اعزامی به خارج راهی بندر "گان" در بلژیک شد. هدایت از وضع تحصیل در بلژیک راضی نبود و تلاش می کرد تا تحصیل خود را در فرانسه ادامه دهد. سرانجام در ۱۹۲۷ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد.
صادق هدایت در سال ۱۹۲۸در ساموا از حوالی پاریس اقدام به خودکشی در رود مارن کرد، ولی یک قایق ماهیگیری او را نجات داد.